تبلیغات
تازه های عمران و معماری - مدیریت استراتژیك - فصل سوم
پنجشنبه 14 بهمن 1389

مدیریت استراتژیك - فصل سوم

   نوشته شده توسط: علیزاده    نوع مطلب :کنترل پروژه ،

تعیین و تدوین استراتژی‌ها
پس از تجزیه و تحلیل محیطی و مشخص نمودن جهت‌گیری سازمانی، گام بعدی تعیین استراتژی‌های سازمان می‌باشد. تعیین استراتژی‌ عبارت است از فرآیند تعیین زمینه‌های عملكرد مناسب جهت دستیابی به اهداف سازمانی در راستای مأموریت مؤسسه. به عبارت دیگر استراتژی‌ها باید تحلیل‌های محیطی را منعكس كرده و سبب رسیدن به مأموریت و اهداف سازمانی ‌شوند. روش‌ها و مدل‌های مختلفی برای تعیین استراتژی یا استراتژی‌های سازمان وجود دارد. هر یك از این مدل‌ها حاوی مفهوم و بینش خاص خود بوده و از تكنیك و دستورالعمل‌ مخصوصی پیروی می‌كند. مدل رقابتی پورتر و روش ماتریس SWOT از رایج‌ترین روش‌های تعیین و تدوین استراتژی‌ سازمان به شمار می‌روند.
مدل رقابتی پورتر، مشهورترین و كارآمدترین مدل تدوین استراتژی است. این مدل با تمركز بر عواملی كه سبب كاهش سهم ...

ین و تدوین استراتژی‌ها
پس از تجزیه و تحلیل محیطی و مشخص نمودن جهت‌گیری سازمانی، گام بعدی تعیین استراتژی‌های سازمان می‌باشد. تعیین استراتژی‌ عبارت است از فرآیند تعیین زمینه‌های عملكرد مناسب جهت دستیابی به اهداف سازمانی در راستای مأموریت مؤسسه. به عبارت دیگر استراتژی‌ها باید تحلیل‌های محیطی را منعكس كرده و سبب رسیدن به مأموریت و اهداف سازمانی ‌شوند. روش‌ها و مدل‌های مختلفی برای تعیین استراتژی یا استراتژی‌های سازمان وجود دارد. هر یك از این مدل‌ها حاوی مفهوم و بینش خاص خود بوده و از تكنیك و دستورالعمل‌ مخصوصی پیروی می‌كند. مدل رقابتی پورتر و روش ماتریس SWOT از رایج‌ترین روش‌های تعیین و تدوین استراتژی‌ سازمان به شمار می‌روند.
مدل رقابتی پورتر، مشهورترین و كارآمدترین مدل تدوین استراتژی است. این مدل با تمركز بر عواملی كه سبب كاهش سهم بازار سازمان می‌شود به تدوین استراتژی می‌پردازد. این عوامل عبارتند از :
1- تهدیدات ناشی از ورود یا رونق گرفتن محصولات جدید (اعم از كالا و خدمات) در بازار.
2- تهدیدات ناشی از ورود رقبای جدید و تلاش برای پیشی گرفتن از یكدیگر در قلمرو صنعت مورد نظر.
3- قدرت عرضه‌كنندگان منابع (مواد اولیه، نیروی انسانی و . . .) در تحمیل خواسته‌های خود به سازمان.
4- قدرت خریداران در تحمیل خواسته‌های خود به سازمان.
پورتر در مدل خود خاطرنشان می‌سازد كه با مشخص شدن عوامل فوق می‌توان نقاط قوت و ضعف سازمان را ارزیابی نموده و با استفاده از آن، استراتژی‌های مناسب جهت ایجاد یا تقویت مزیت‌های رقابتی برای سازمان را تدوین كرد.
اما همانگونكه كه ذكر شد روش ماتریسی SWTO دومین روش رایج برای تدوین استراتژی‌های سازمانی است.
استراتژی‌هایی كه بر اساس استفاده از نقاط قوت برای بهره‌برداری از فرصت‌ها پایه‌گذارای شده‌اند. استراتژی‌هایی كه بر اساس از بین بردن نقاط ضعف برای بهره‌برداری از فرصت‌ها پایه‌گذاری شده‌اند.
ماتریس SWOT با گردآوری نقاط قوت و ضعف سازمان و فرصت‌ها و تهدید‌های محیطی و تمامی استراتژی‌های متناسب با هر یك از آنها این امكان را فراهم می‌سازد كه مدیریت استراتژیك سازمان بتواند با مشاهده و بررسی همزمان تمامی استراتژی‌ها، یك یا چند استراتژی را برای دستیابی به اهداف سازمان اتخاذ نماید.
اجرای استراتژی‌ها :
بسترسازی و اجرای استراتژی‌ها چهارمین مرحله از فرآِیند مدیریت استراتژیك است كه استراتژی‌های تدوین شده را به مرحله اجرا می‌گذارد. به منظور اجرای درست و منظم استراتژی‌ داشتن برنامه اجرایی ضروری است. بر همین اساس موضوع برنامه‌ریزی
جای اسكن
استراتژیك بحثی است كه در بخش‌های بعدی به آن اشاره خواهد شد. اما جهت اجرای موفقیت‌آمیز استراتژی‌ها به چهار مهارت بنیادین نیاز است این مهارت‌ها عبارت‌اند از :
الف) مهارت تعامل (Interacting Skill) : كه عبارت است از توانایی اداره كردن افراد هنگام اجرای استراتژی، مدیرانی كه ترس‌ها و ناامیدی‌های سایرین در خصوص اجرای استراتژی جدید را درك می‌كنند، آمادگی این را دارند كه بهترین اجراكننده باشند. این مدیران تأكیدشان بر اعضای سازمان و گفتگو برای یافتن بهترین روش اجرای استراتژی است.
ب) مهارت تخصیص
(Allocating Skill) : كه عبارت است از توانایی تهیه و تدارك منابع ضروری سازمانی برای اجرای استراتژی. مجریان موفق استراتژی‌ها در برنامه‌ریزی امور،‌ بودجه‌بندی مالی و زمانی و تخصیص سایر منابع حیاتی استعداد زیادی دارند.
ج) مهارت نظارت
(Monitoring Skill) : كه عبارت است از توانایی استفاده از اطلاعات برای مشخص كردن این امر كه آیا مانعی بر سر اجرای استراتژی به وجود آمده است یا خیر.
مجریان استراتژی‌ها در صورتی موفق می‌شوند كه سیستم‌های بازخورد اطلاعاتی به وجود آورند و پیوسته از وضعیت اجرای استراتژی‌ها گزارش بگیرند.
د) مهارت‌های سازمانده (Organizing Skill) : كه عبارتست از توانایی ایجاد یك شبكه از افراد در سر تا سر سازمان كه می‌توانند به هنگام بروز مشكل در اجرای استراتژی، به حل آن مشكل كمك كنند. مجریان موفق این شبكه را طوری طراحی می‌كنند تا افراد آن بتوانند از عهده انواع خاصی از مشكلات قابل پیش‌بینی برآیند.
به طور كلی،‌ اجرای موفقیت‌آمیز یك استراتژی نیازمند افراد كارآمد تخصیص منابع مورد نیاز، نظارت بر روند اجرا و حل به موقع مشكلات به وجود آمده در مراحل اجرا می‌باشد و شاید بتوان گفت تجربه ثابت كرده است كه دانستن اینكه چه افرادی می‌توانند مشكلات را حل كنند و قادرند به محض بروز مشكلات به رفع آنها بپردازند، از مهم‌ترین ضرورت‌هاست.
كنترل و ارزیابی استراتژی‌ها
كنترل استراتژی به عنوان آخرین گام مدیریت استراتژیك، شامل نظارت و ارزیابی فرآیند مدیریت استراتژیك بوده و نقش تضمین عملكرد مناسب این فرآیند را برعهده دارد. كنترل تمامی ابعاد تجزیه و تحلیل محیطی، پایه‌گذاری جهت‌گیری‌های سازمانی، تعیین و تدوین استراتژی‌ها، اجرای استراتژی‌ها، حتی نحوه كنترل استراتژی‌ها را دربردارد. شایان ذكر است كه برای اجرای استراتژی‌ها باید آنها را به تاكتیك و برنامه‌های عملی مربوطه تقسیم نمود. روشن است كه استراتژی‌ها قابل كنترل نیستند، مگر اینكه برنامه‌های عملی آن اجرا و كنترل شوند.